سکوت...
جنس بغض های نشکفته است ...
با تمام عشقی که دارم و ندارم این چند خط رو برای دل خسته ام می نویسم . خیلی وقته از
دلم بی خبرم ، اونم سراغم رو نمی گیره . چقدر اشتباه ؟؟؟ بعضی وقتها پرداختن تاوان برخی
اشتباهات امکان نداره . مخصوصآ اگه اون اشتباه از جنس بازی کردن با دل باشه . دل... دلی
که می تونه قشنگ ترین جای دنیا باشه . ولی من قدرش رو ندونستم . چند روز پیش یه سر
به دل تنهام زدم . دلم با اون همه قشنگی و مهربونی که داشت یه قبرستون متروکه شده با
یه سری قبر بی نام و نشون. خدایا...چکار کردم من با این دل کوچیک . دلی که بهترین
دوستم بود . دوستی که گاه و بی گاه لب پنجره اش می رفتم و اون فرصتهای رویایی به من
می داد . تو این دنیا به این بزرگی سهم من همین دل کوچیک بود . تنها چیزیم که به من
دلگرمی می داد وجود و حضور همین دل بود . منی که خودم رو به دلم سپرده بودم . نمی
دونم از کجا شروع کردم و به کجا می خوام برم . کاش از دلم جدا نمی شدم . فکر کردم اگه
به کس دیگه ای بسپرمش قدرش رو می دونه . نمی دونم چرا فکر می کردم هر چی دردهام
بیشتر بشه ظرفیت دلم هم بیشتر میشه . ولی نه...اشتباه کردم . دیگه به صبرم هم
اعتمادی ندارم .
احساس می کردم راهم رو پیدا کردم . ولی خدایا...چرا انقدر سر در گمم . خودم رو یه بازیچه
تو چشم دنیا می بینم . بازیچه ای که تمام وقتش رو با اون پر می کنه . اما نه... من که اینو
نمی خواستم . من نمی خوام همه زندگیم به بازی بگذره که آخرش هم برام خستگی
بمونه . جسم خسته با یه روح بازنده ... خدایا کمکم کن بازیم ندن...
بدترین و به نوعی سخت ترین لحظات زندگیم زمانیه که مجبور می شم انتخاب کنم . همیشه
ترس از اینکه نکنه بازم اشتباه کنم دست و دلم رو می لرزونه. می دونم نباید به موندن فکر
کرد ولی من به رفتن هم فکر نمی کنم . همه فکر من تو رسیدن به رویاهام خلاصه میشه .
رویاهایی که اگر هم برآورده بشن دردی از من دواء نمی کنن . چون تمومی ندارن . اما من
میخوام برسم . ولی هر رفتنی رسیدنی نیست . اما برای رسیدن راهی جزء رفتن نیست .
خدایا...
وقتی همه از دور و برم می رن و با خودم تنها میشم تازه می فهمم چکار کردم و چه روزایی
رو از دست دادم . روزایی که همین طوری از کنارم میگذره...
اما دیگه بسته...چشمام رو می بندم و می گم :
خدایا کاش می شد همه خواستن های دنیا خواستن تو باشه . خدایا می خوام و فقط می
خوام با تو باشم . با تو و یک دنیا بندگی...
نمی دونم چرا می گم خداحافظ ... ولی ... خداحافظ با دلیل و بی دلیل.
